راز وحشتناک کشف اسکلت در باغچه خانه روستایی
راز وحشتناک کشف اسکلت در باغچه خانه روستایی

یک مرد جنایتکار دوستش را کشت و جسدش را در باغچه خانه روستایی دفن کرد.

روزنامه خراسان: روز بیست و سوم شهریور امسال مردی با مراجعه به دادسرای امور جنایی تهران از گم شدن برادرش به نام “داوود ۶۸ ساله” خبر داد و خواستار ردیابی او و افشای راز سرنوشت اش شد. خیلی زود با دستور بازپرس شعبه ششم دادسرای ناحیه ۲۷ تهران، تیمی از پایگاه پنجم پلیس آگاهی وارد عمل شدند تا رازگشایی کنند.

برادر داوود که نگران بود در این مرحله به افسر تحقیق گفت: حدود سه ماه است که برادرم به خانه نیامده و به علت اعتیادی که داشت بیشتر اوقات در ماشین خود استراحت می‌کرد، ولی این اولین باری است که مدت طولانی از او بی خبر هستیم. با توجه به ادعا‌های این مرد، پرونده با فرضیه این که او به قتل رسیده است در اختیار اداره یازدهم معاونت مبارزه با جرایم جنایی قرار گرفت و کارآگاهان در گام نخست تحقیقات با دستور قضایی دستور توقیف خودروی مرد گمشده و بازداشت سرنشینان آن را در سیستم جامع پلیس ایران ثبت کردند تا این که در ۲۷ شهریور این خودرو توسط پلیس کاشان کشف شد. کارآگاهان که با خودروی رها شده مواجه شده بودند در بازرسی داخل آن به قطرات پاشیده شده خون برخوردند و مطمئن شدند قتلی رخ داده است و باید دنبال یک آشنا باشند که داوود را غافلگیر کرده است. همین کافی بود تا همه سرنخ‌ها به مرد ۴۵ ساله‌ای به نام مجید که مجرد است و در زنجان زندگی می‌کند، برسد و کارآگاهان با انعکاس این اطلاعات به بازپرس پرونده وارد عمل شدند تا مجید را بازداشت کنند و پی بردند او خانه اش را ترک کرده و به یکی از شهر‌های استان هرمزگان رفته است.

کارآگاهان با به دست آوردن این ردپا‌ها روز چهارم آذر توانستند مجید را به دام اندازند. مجید در همان دقایق نخست لب به اعتراف باز کرد و گفت: با مقتول از سال‌ها پیش دوست بودم و در روز حادثه به همراه هم به خانه ما آمدیم و پس از مصرف مواد مخدر با توجه به این که من سه میلیون تومان از وی طلب داشتم خواستم که بدهی خود را پس بدهد، ولی داوود شروع به سرو صدا و فحاشی کرد و وقتی به خانواده ام ناسزا گفت من عصبانی و با وی درگیر شدم و هنگام درگیری با شیء سنگینی که دراتاق بود چند ضربه به سرش زدم و او به زمین افتاد. بعد از چند لحظه متوجه شدم او کشته شده است. برای خلاص شدن از دست جنازه تنها فکری که به ذهنم رسید، این بود که جسد داوود را در باغچه منزلمان دفن کنیم. به سرعت نقشه خود را عملی کردم و با کندن گودالی به عمق نیم متر جسد داوود را دفن کردم و با خودروی داوود شبانه راهی کاشان شدم، ولی بعد از ترس شناسایی شدن توسط پلیس، خودروی مقتول را در کاشان رها کردم. با توجه به اعترافات مجید، کارآگاهان به روستای محل جنایت مراجعه کردند و پس از حفاری از سوی قاتل، جسد داوود پیدا شد.