اختلافات چوپان با مرد صراف، جان پیک موتوری را گرفت!
اختلافات چوپان با مرد صراف، جان پیک موتوری را گرفت!

چوپانی که به دنبال اختلاف با مرد صراف، پیک موتوری صرافی را با شلیک گلوله کشته بود، دیروز پای میز محاکمه ایستاد.

روزنامه خراسان: عصر بیست و هشتم اسفند سال ۹۶ صدای شلیک گلوله مقابل صرافی در یکی از خیابان‌های نزدیک بازار تهران شنیده شد و پیک‌موتوری ۵۸ ساله صرافی به نام هوشنگ در خون غلتید. وی که با کمک شاهدان به بیمارستان منتقل شده بود، به دلیل شدت خون ریزی جان سپرد و پلیس به تحقیق پرداخت.

فرشید، صاحب صرافی به مأموران گفت: قربانی دایی ام بود که از سال‌ها قبل به عنوان پیک موتوری در صرافی من کار می‌کرد. شاهدان می‌گفتند یک مرد ناشناس به او شلیک کرده است، اما من وقتی فیلم‌های ضبط شده در دوربین مداربسته صرافی را بازبینی کردم متوجه شدم عامل شلیک را می‌شناسم. او شاهین نام دارد و مدتی قبل به من دلار داده بود تا آن‌ها را به ریال تبدیل کنم و به او بدهم، به همین دلیل با هم اختلاف حساب داشتیم.

با سرنخ‌هایی که مرد صراف به پلیس داد، ردیابی شاهین آغاز شد. شواهد نشان می‌داد این مرد همزمان با شلیک خونین به پیک موتوری صرافی، به محل نامعلومی گریخته است.

ردیابی عامل جنایت
دو ماه پس از این ماجرا پلیس رد شاهین را یافت و فهمید وی به تهران بازگشته است و به عنوان گچ کار در یک ساختمان در حال ساخت مشغول کار است.

با این سرنخ شاهین ردیابی و بازداشت شد. وی گفت: من سال‌ها قبل چوپان بودم و تعداد زیادی گوسفند داشتم. سال‌۶۹ برای گله‌ام چوپان گرفتم و برای کار به تهران آمدم. من سکه‌های دو‌ریالی و پنج‌ریالی را در حوالی خیابان استانبول می‌فروختم و گاهی اوقات هم گوسفند زنده معامله می‌کردم تا این که با پدر فرشید آشنا شدم. او برای خرید گوسفند نذری به سراغم آمده بود و وقتی اوضاعم را دید پیشنهاد داد با پسرش کار کنم. بعد ازآشنایی با فرشید که صاحب یک صرافی بود، دلار می‌خریدم و می‌فروختم.

وی ادامه داد: دلالی می‌کردم و زندگی ام را می‌گذراندم تا این که یکباره میلیون‌ها تومان ضرر کردم. همان موقع تصمیم گرفتم گوسفند بخرم و سرمایه گذاری کنم، اما فرشید از من خواست پول هایم را دلار بخرم و به او بدهم. او آخرین بار هم سرم را کلاه گذاشت و پول هایم را از من گرفت و فرار کرد. به همین دلیل به سراغ خواهر‌زاده اش رفتم و از هوشنگ خواستم با دایی اش صحبت کند و پول هایم را پس بدهد، اما او مخفیگاه فرشید را لو نمی‌داد، به همین خاطر با او درگیر شدم و او را کشتم.

در دادگاه
به دنبال اعتراف‌های این مرد و بازسازی صحنه جرم، شاهین دیروز در شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه ایستاد.

در این جلسه اولیای دم پشت تریبون ایستادند و برای قاتل حکم قصاص خواستند.

وقتی شاهین در جایگاه ویژه ایستاد، گفت: من به پیشنهاد فرشید همه دار و ندارم را فروختم و دلار خریدم. من حتی طلا‌های همسرم و دخترم را هم فروخته بودم تا دلار بخرم. من ۱۰۰ هزار دلار را به فرشید دادم و قرار بود او دلار‌ها را به ریال تبدیل کند و پولم را برگرداند، اما امروز و فردا می‌کرد و از دادن پولم طفره می‌رفت تا این که متوجه شدم فرار کرده است.

وی ادامه داد: چند بار به صرافی او رفتم، اما آن جا نبود. از خواهر‌زاده اش خواستم تا آدرسی از فرشید بدهد، اما او سکوت کرد. چند روز بعد فرشید مقداری از پولم را به حسابم ریخت. آن جا بود که متوجه شدم خواهر‌زاده اش با او صحبت کرده است. من بار دیگر به سراغ هوشنگ رفتم و به او التماس کردم تا نشانی از فرشید بدهد، اما نداد. به همین دلیل وقتی او را در خیابان دیدم برای ترساندن او با تفنگی که چند روز قبل دو میلیون تومان خریده بودم، به او شلیک کردم. اما من واقعا قصد کشتن او را نداشتم. چند روز بعد از طریق اخبار متوجه شدم او مرده است.

این متهم در حالی که سرش را پایین انداخته بود، گفت: من قتل را قبول دارم و می‌دانم اشتباه کرده‌ام. به همین دلیل به مرگم راضی هستم و از دادگاه تقاضا دارم زودتر برایم حکم قصاص صادر کند. وی درباره فرار بعد از جنایت نیز به قضات گفت: خانواده ام در تنگنای مالی بودند. من به شهرستان فرار کرده بودم و در خیابان‌ها می‌خوابیدم تا این که تصمیم گرفتم کار کنم و به خانواده ام پول بدهم و سپس خودم را به پلیس معرفی کنم. به همین دلیل به تهران برگشتم که دستگیر شدم.

با پایان اظهارات این متهم، قضات وارد شور شدند تا رای را صادر کنند.